تبليغاتX
آغوش باز ما چو مترسک پر از کلاغ
90/10/19
رباعی_باران
بسم الله
با سلام برای وفا به عهد (همون که گفتم این وبلاگ به روز میشه) چند شعر از شناسنامه:

نخست دو رباعی:

رباعی اول:

آنگونه که لیلای جنون می رقصد

یا مثل کسی که در سکون می رقصد

من دیده ام و شنیده ام: " ایمان هم ـ

در پای تو در آتش و خون می رقصد "

رباعی دوم:

باران باران دوباره حالی دیگر

باران باران اشک زلالی دیگر

من بودم و  فکر  ِ " با تو در باران" باز

من بودم و حسرت " محالی" دیگر 

 

و در پایان هم بیت فردی که قسمت غزلهای کتاب به پایان می رسد:

شک داشت او که می رسد آخر به تو ، ولی ـ

امروز با تمام یقین گریه می کند

و اما پایان...

تا بعد...

نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 23:45 | | لینک به این مطلب
90/08/27
ابتدای ما به فکر انتها افتاده است
بسم الله

عرض سلام به عنوان مطلب نخست

دیگر اینکه بالاخره "شناسنامه" که مجموعه ی ۳۷ غزل و ۴۱ رباعی از منه به چاپ رسید البته با عرض پوزش از تمام شاعران تمام ادوار تاریخ ادبیات ایران

یه تعداد محدودی از این کتاب در خانه شاعران واقع در پاساژ فروزنده روبروی دانشگاه تهران (به گمانم بین ۱۲ فروردین و فخر رازی ) قرار گرفته است اگر کسی خواست از سر اشتباه این کتابو تهیه کنه میتونه به این کتاب فروشی سر بزنه.

و آخرین مطلب شاید این وصف صادقانه از امثال من باشد که:
شاعران پیش از این

بیشتر

رهروان عشق بوده اند و راویان معرفت

یا حکیم

یا لسان غیب...

ما ولی

بیشتر

شبروان خلوت و خیال و عسرتیم

راهیان شک و وهم و ریب

یا لسان عیب!

 

 

این وبلاگ از این به بعد به روز خواهد شد

والسلام

 

 

نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 3:2 | | لینک به این مطلب
90/01/14
اعلام عدم حضور
بسم الله

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی (چاپ کتاب) تعطیل است...

والسلام

 

نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 10:41 | | لینک به این مطلب