کمی خسته ام
میخواهم استراحت کنم
تا مدتی خداحافظ
و : ( غزل از فاضل نظری)
مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا را
فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را
نسیم مست وقتی بوی گل می داد حس کردم
که این دیوانه پرپر می کند یک روز گلها را
خیانت قصه ی تلخی است اما از که می نالم
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را ؟!!!
نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را
" چه خواهد کرد با ما عشق ؟!! " پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را
(فاضل نظری)
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
عباداتتون قبول
این شبای قدر التماس دعا
یک بیت که نمیدونم از کیه :
ای ماه سر به مُهر سر از سجده بر ندار
در پشت تو کسی است که شق القمر کند
این غزل از مهدی سیار :
تقدیم به اسطوره ی دادگری که " قتل فی محراب عبادته عن شدة عدالته "
امام رو به پریدن ، عمامه روی زمین
قیامتی شده بعد از اقامه روی زمین
خطوط آخر نهج البلاغه ریخت به خاک
چکید هر طرفی صد چکامه روی زمین
خودت بگو به که دل خوش کنند بعد از تو ؟
گرسنگان حجاز و یمامه روی زمین
زمان به خواب ببیند که باز امیرانی
رقم زنند به رسم تو نامه روی زمین:
مرا بس است همین یک دو قرص نان ز جهان
مرا بس است همین یک دو جامه روی زمین
تو رفته ای و زمین مانده است و ما ماندیم
و میزهای پر از بخشنامه روی زمین
( فاضل نظری )
بیت سوم و پنجم اشاره به کلام حضرت در نهج البلاغه داره
یه غزل هم از خودم:
تو نماد رنج و دردی تو نشان محنتی
تو سراپا وحشتی ممزوج عشق و نفرتی
خلق انسان جز برای راندن ابلیس نیست
سجده کردن شد بهانه تا که گردد لعنتی
هر طرف با باد همراه و موافق بوده اید
خوشه ها ! کافی است دیگر این منافق سیرتی
یوسفا ! عریان شو ، پیراهن نمی آید به تو
یا نماد مرگ می گردد وَ یا بی عصمتی
ظلم دقیانوس را تاب آر ورنه تا سه قرن
همدم کابوس می گردی نه خواب راحتی
گندما ! راندی ولی بنگر خطاپوشی ما
نان شدی و بین انسان ها نماد برکتی
آه ! انسان ساده بودی ، باورت گردیده است
که " تو بی شک شاهکار بی بدیل خلقتی" ؟!!!
( محمد علی علیزاده )
التماس دعا
![]()
![]()
![]()
![]()

