تبليغاتX
آغوش باز ما چو مترسک پر از کلاغ
86/08/28
برگرد سفر طول کشید ای نفس سبز...
به نام خدا

انه من سلیمن و انه بسم الله الرحمن الرحیم

الّا تعلوا علیّ و اءتونی مسلمین

با همه ی بی سر و سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام تا تو نگاهم کنی

عاشق آن لحظه ی توفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا که بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام ؟

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن ــ سالهاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام

ها ... به کجا می کشی ام خوب من ؟

ها ... نکشانی به پشیمانی ام !

( استاد محمد علی بهمنی )

غیبتم را ببخشید

...

 

نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 22:49 | | لینک به این مطلب