تبليغاتX
آغوش باز ما چو مترسک پر از کلاغ - گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
86/07/12
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
به نام خدا

سلام

عباداتتون قبول

این شبای قدر التماس دعا

یک بیت که نمیدونم از کیه :

ای ماه سر به مُهر سر از سجده بر ندار

در پشت تو کسی است که شق القمر کند

این غزل از مهدی سیار :

تقدیم به اسطوره ی دادگری که " قتل فی محراب عبادته عن شدة عدالته "

امام رو به پریدن ، عمامه روی زمین

قیامتی شده بعد از اقامه روی زمین

خطوط آخر نهج البلاغه ریخت به خاک 

چکید هر طرفی صد چکامه روی زمین

خودت بگو به که دل خوش کنند بعد از تو ؟

گرسنگان حجاز و یمامه روی زمین

زمان به خواب ببیند که باز امیرانی

رقم زنند به رسم تو نامه روی زمین:

مرا بس است همین یک دو قرص نان ز جهان

مرا بس است همین یک دو جامه روی زمین

تو رفته ای و زمین مانده است و ما ماندیم

و میزهای پر از بخشنامه روی زمین

( فاضل نظری )

بیت سوم و پنجم اشاره به کلام حضرت در نهج البلاغه داره

یه غزل هم از خودم:

تو نماد رنج و دردی تو نشان محنتی

تو سراپا وحشتی ممزوج عشق و نفرتی

خلق انسان جز برای راندن ابلیس نیست

سجده کردن شد بهانه تا که گردد لعنتی

هر طرف با باد همراه و موافق بوده اید

خوشه ها ! کافی است دیگر این منافق سیرتی

یوسفا ! عریان شو ، پیراهن نمی آید به تو

یا نماد مرگ می گردد وَ یا بی عصمتی

ظلم دقیانوس را تاب آر ورنه تا سه قرن

همدم کابوس می گردی نه خواب راحتی

گندما ! راندی ولی بنگر خطاپوشی ما

نان شدی و بین انسان ها نماد برکتی

آه ! انسان ساده بودی ، باورت گردیده است

که " تو بی شک شاهکار بی بدیل خلقتی" ؟!!!

( محمد علی علیزاده )

التماس دعا

 

نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 19:33 | | لینک به این مطلب