86/09/30
زمستان است...
به نام خدا
یک فصل دیگر گذشت اما ...
بی تو
برف آمد و پاییز فراموشت شد
آن گریه ی یکریز فراموشت شد
انگار نه انگار که با هم بودیم
چه زود همه چیز فراموشت شد
( بیژن ارژن)
به قول بیدل دهلوی:
جز خون دل ز نقد سلامت به دست نیست
خط امان شیشه به غیر از شکست نیست...
یا
به قول فاضل نظری:
راحت بخواب ای شهر آن دیوانه مرده است
در پیله ی ابریشمین پروانه مرده است
در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست
آن ماهی دلتنگ خوشبختانه مرده است
یک عمر زیر پا لگد کردند او را
اکنون که میگیرند روی شانه مرده است
گنجشک ها از شانه هایم بر نخیزید
روزی درختی زیر این ویرانه مرده است
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش
آن شمع را خاموش کن پروانه مرده است
همین...
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط محمد علی علیزاده در 20:32 | | لینک به این مطلب
